تبليغاتX
دستهای خالی....

دستهای خالی....

نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 13:7 توسط نیره| |

نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 13:6 توسط نیره| |
کربلا انچنان خراب میکند که دیگر نتوان ساخت

و انچنان میسازد که دیگر نتوان خراب کرد

                                                                                                    یا حسین   

نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 11:43 توسط نیره| |
نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 20:57 توسط نیره|
همیشه ماندن دلیل عاشق بودن نیست.

خیلی هارفتند تا ثابت کنند عاشق اند.

نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 20:46 توسط نیره| |
 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد امد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت 13:42 توسط نیره| |
نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 22:25 توسط نیره|
 

دلم برای صدایت دوباره لک زده است

 دوباره چینی قلبم کمی ترک زده است

به وسعت دل تو کمی غزل گفتم

نگو که قلب و نگاهت به من کلک زده است

چه انتظار محالی مگر به یاد منی

که باغ سبز نگاه تو هم شتک زده است

یاد اون دوران خوش دبیرستان بخیر که پری این شعرو تو سررسیدم نوشت.حیف که لحظه های قشنگ گذشته هیچوقت تکرار نمیشن و ادم نمیتونه به عقب برگرده

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 22:16 توسط نیره| |
به جستجوی تو، به درگاه کوه گریه می کنم، در آستانه ی دریا و علف
به جستجوی تو، در معبر بادها گریه می کنم، در چهارراه فصول، در چارچوب شکسته ی پنجره ای که آسمان ابر آلود را قابی کهنه می گیرد
به انتظار تصویر تو، این دفتر خالی را تا چند، تا چند ورق خواهد خورد؟
جریان باد را پذیرفتن و عشق را که خواهر مرگ است، و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد، پس به هیئت گنجی درآمدی بایسته و آزانگیز، گنجی از آن دست که تملک خاک را ودیاران را، ازاین سان دلپذیر کرده است
نامت سپیده دمیست که بر پیشانی آسمان می گذرد
متبرک باد نام تو
ماهمچنان دوره می کنیم، شب را و روز را و هنوز را ...
نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 16:58 توسط نیره| |
نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 23:4 توسط نیره|